تبليغاتX
علمی و نظرات شخصی

ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 10:23 توسط فاطمه صادقی هشجین |

پسرک، پدربزرگش را تماشا می کرد که نامه ای می نوشت. ازش پرسید:- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید؟-درباره ی من می نویسید؟  پد بزرگش از نوشتن دست کشید و لبخندزنان به نوه اش گفت:درسته درباره ی تو می نویسیم اما مهم تر از نوشته هایم، مدادی است که با آن می نویسم.  پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید.- اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام._ بستگی داره چطور به آن نگاه کنی.

در این مداد پنچ خاصیت است که اگرآنها را به دست بیاوری،تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی.

صفت اول: می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند. اسم این دست ،خداست.  او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

صفت دوم:گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ،نوکش تیز می شود. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم:مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم.بدان که تصحیح یک کار خطا،کار بدی نیست.در واقع برای اینکه خودت را در مسیردرست نگهداری مهم است.

صفت چهارم:چوب یا شکل خارجی مداد، مهم نیست،زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقب درونت باش که چه خبر است.

صفت پنجم:همیشه اثری از خو به جا می گذارد. بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذاری و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی.

+ نوشته شده در ساعت 18:25 توسط فاطمه صادقی هشجین |

زندگی کنیم....

 


اینگونــه زندگــی کنیـم :

سـاده اما زیبــا
مصمـم اما بی خیـال

متواضـع اما سربلنـد
مهربـان اما جـدی

سبـز اما بی ریـا
عــاشق اما عــاقل!!!
 
امروز مطلب زیبایی خواندم  و مرا  به فکرفرو برد و آن مطلب:
 
"انسان هایی که بر سر مسائل  جزئی با دیگران نزاع می کنند٬کسانی هستند که هیچ چیز مهمی در زندگی آنها وجود ندارد."
 
آری سخن خیلی زیبا و گیرایی است. چرا   خود را درگیر نزاعهای اینگونه افراد میکنیم در حالی که اهداف مهمی در زندگی خود داریم؟مگر سکوت بهترین جواب آنها نیست که خود را وارد بحث ها و جدل های پوچ آنها می کنیم؟مگر خداوند بهترین قاضی ما نیست که برای خود کسی را به عنوان قاضی در نظر می گیریم؟
 
 
 
این افراد ی که از کاه ،کوه می سازنند و باعث رنجش و آزار دیگران می شوند و دنبال ضعف های دیگران می گردند تا بهانه ای برای کوچک کردن انها پیدا کنند،اسیر شیطان بوده و خدا را فراموش کرده اند و با قسم های دروغ سعی در پنهان کردن چهره ی واقعی خود در پشت چهره ای به ظاهر معصوم می کنند ،آیا نمی ترسند از روزی که خدا پرده ها را کنار زند و باطن انسانها نمایان شود؟
 
هدف از آفرینش ما، رسیدن مابه خداست .خدایی که از رگ گردن به ما نزدیکتر است .و اگر در همه حال حضور او را احساس نکنیم و او را فراموش کنیم، باعث تفرقه و رنجش بندگان خدامی شویم.
 در قرآن به این افراد وعده ی آتش دورزخ و خلود در آن داده شده و خداوند آنان را لعن کرده و برای آنها عذابی ابدی دارد.
 
 
 
 
    
 
 
 
 
   
 
+ نوشته شده در ساعت 17:45 توسط فاطمه صادقی هشجین |

غلبه بر مشكلات رياضي

درس ریاضی عموماً برای بچهها مشکل و حتی همراه با ترس و وحشت است. این در حالی است که ریاضی یکی از چند درسی است که در باز کردن ذهن دانشآموز و آموزش چگونه اندیشیدن نقش درجه اول دارد. بسیاری از معلمان فرهیخته که هم به آموزش ریاضی علاقمندند و هم اشتیاق آموختن آن را به بچهها دارند، همواره دنبال راه و روشهایی هستند که این درس را شیرین و فهمیدنی کنند و در واقع بچهها را با ریاضیات آشتی دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 19:28 توسط فاطمه صادقی هشجین |

هر انسانی نسبت به خودش برداشتی کلی دارد که به آن خودپنداره فرد گوییم. خودپنداره شامل مجموعه ای از ویژگی های جسمی و روانی است که وقتی همانند یک پازل کنار هم قرار می گیرند فرد را توصیف می کنند. و خود ایده ال تصوری است که هر فردی دوست دارد از خودش داشته باشد....

به خودت اعتماد داری؟

اگر ثروتمند نیستی، مهم نیست، بسیاری از مردم ثروتمند نیستند.

اگر سالم نیستی، هستند افرادی که با معلولیت و بیماری زندگی می کنند.

اگر زیبا نیستی، برخورد درست با زشتی هم وجود دارد.

اگر جوان نیستی، همه با چهره پیری مواجه می شوند.

اگر تحصیلات عالی نداری، با کمی سواد هم می توان زندگی کرد.

اگر قدرت سیاسی و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به معدودی از انسان هاست.

اما اگر " عزت نفس" نداری برو بمیر که هیچ نداری...     ( گوته )

 

همه ما کم و بیش با کلمه عزت نفس و اعتماد به نفس آشنا هستیم. و بارها و بارها در موقعیت های مختلف و شاید روزانه هزاران بار کلمه اعتماد به نفس به گوشمان خورده باشد. و باز هم همه ما مطالب زیادی اندر مزیت داشتن اعتماد به نفس و معایب نداشتن آن شنیده ایم. اما کمتر کسی است که پی به معنای واقعی اعتماد به نفس برده باشد و به اهمیت آن در زندگی شخصی و اجتماعی واقف باشد.

 

اعتماد به نفس چیست؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 11:15 توسط فاطمه صادقی هشجین |

معنا و مفهوم شادی چیست؟

پله، پله تا شادی

شادی را نمی توان تنها در چند کلمه توضیح داد و از روی آن به سرعت گذشت.برخی افراد معتقدند،زمانی ما احساس شادی و خوشبختی می کنیم که همه چیز بر وفق مرادمان باشد و کارها همان طوری پیش برود که ما می خواهیم.برخی دیگر می گویند هنگامی که به اهداف و آرزوهای مان می رسیم به یک آرامش درونی و یا به عبارتی دیگر به شادی و خرسندی دست می یابیم.

همان طور که می بینید هر فردی"شادی"را از زاویه دید خود می بیند و برای آن تعریف خاصی نیز دارد.واقعیت این است که هرگاه یکی از نیازهای شما برآورده می شود،شما احساس خرسندی می کنید.به عنوان مثال اگر از لحاظ مالی ضعیف باشید،رسیدن به پول و ثروت شما را راضی و خشنود می کند و یا اگر تنها و بی کس هستید قطعاً یک دوست و رفیق صمیمی می تواند شما را خرسند کند.به هر حال آن چه اهمیت دارد این است که همه ما به دنبال کسب شادی و داشتن یک زندگی موفق هستیم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت 11:7 توسط فاطمه صادقی هشجین |

پادشاهی می خواست نخست وزیرش را انتخاب کند...
چهار اندیشمند بزرگ کشور فراخوانده شدند.
آنان را در اتاقی قرار دادند و پادشاه به آنان گفت که: «در اتاق به روی شما بسته خواهد شد و قفل اتاق، قفلی معمولی نیست و با یک جدول ریاضی باز خواهد شد، تا زمانی که آن جدول را حل نکنید نخواهید توانست قفل را باز کنید. اگر بتوانید مسئله را حل کنید می توانید در را باز کنید و بیرون بیایید»
پادشاه بیرون رفت و در را بست... سه تن از آن چهار مرد بلافاصله شروع به کار کردند. اعدادی روی قفل نوشته شده بود، آنان اعداد را نوشتند و با آن اعداد، شروع به کار کردند.
نفر چهارم فقط در گوشه ای نشسته بود!
آن سه نفر فکر کردند که او دیوانه است. او با چشمان بسته در گوشه ای نشسته بود و کاری نمی کرد. پس از مدتی او برخاست، به طرف در رفت، در را هل داد،باز شد و بیرون رفت!!!
و آن سه تن پیوسته مشغول کار بودند. آنان حتی ندیدند که چه اتفاقی افتاد که نفر چهارم از اتاق بیرون رفته!
وقتی پادشاه با این شخص به اتاق بازگشت، گفت: «کار را بس کنید. آزمون پایان یافته و من نخست وزیرم را انتخاب کردم».
آنان نتوانستند باور کنند و پرسیدند: «چه اتفاقی افتاد؟ او کاری نمی کرد، او فقط در گوشه ای نشسته بود. او چگونه توانست مسئله را حل کند؟»
مرد گفت: «مسئله ای در کار نبود. من فقط نشستم و نخستین سؤال و نکته ی اساسی این بود که آیا قفل بسته شده بود یا نه؟ لحظه ای که این احساس را کردم فقط در سکوت مراقبه کردم. کاملأ ساکت شدم و به خودم گفتم که از کجا شروع کنم؟
نخستین چیزی که هر انسان هوشمندی خواهد پرسید این است که آیا واقعأ مسأله ای وجود دارد، چگونه می توان آن را حل کرد؟ اگر سعی کنی آن را حل کنی تا بی نهایت به قهقرا خواهی رفت؛
هرگز از آن بیرون نخواهی رفت. پس من فقط رفتم که ببینم آیا در، واقعأ قفل است یا نه و دیدم قفل باز است».

پادشاه گفت: «آری، کلک در همین بود. در قفل نبود. قفل باز بود. من منتظر بودم که یکی از شما پرسش واقعی را بپرسد و شما شروع به حل آن کردید؛ در همین جا نکته را از دست دادید. اگر تمام عمرتان هم روی آن کار می کردید نمی توانستید آن را حل کنید. این مرد، می داند که چگونه در یک موقعیت هشیار باشد. پرسش درست را او مطرح کرد».

+ نوشته شده در ساعت 10:43 توسط فاطمه صادقی هشجین |

 

جایگاه معلم بر کسی پوشیده نیست،در استرالیا تنها معلم می تواند محبوسین حبس ابد را ضمانت کند و یا در فرانسه شأن معلم با پرچم کشورشان برابری دارد و تنها معلم است که در برافراشته شدن پرچم می تواند بلند نشود .در ایران نیز.........

در حدیثی داریم که دهان معلم را باید پر از گهر کرد و از مولای متقیان نقل شده است که هر کس به من کلمه ای بیاموزد مرا بنده خود کرده است. امام صادق می فرماید:تمام جنبندگان روی زمین   و ماهیان دریا و هر کوچک و بزرگ در زمین و آسمان از خداوند برای معلم طلب آمرزش می کنند و خلاصه همه آدمهای خوب پرورده معلمند.

امروز باغبان تولید اندیشه مورد بیمهری قرار گرفته است.دبستان تا دبیرستان همانند بوستان وگلستانی است که معلم باغبان اوست. حاصل کار باغبان پژمرده نهالهای بی هویت بی ثمر است که این زنگ خطری است برای همه دلسوختگان جامعه که نگران منابع عظیم انسانی نسل های آینده آینده اند.

در کلیله و دمنه آمده است حق دو قشر طبیب و معلم را بپرداز تا طبابت وتعلیم مسیر واقعی خود را حفظ کند در غیر این صورت به درد خود بسوز اگر حق طبیب را نداده ای ویا با نادانی و جهالت خود بساز اگر معلم مورد تکریم قرار نگیرد.

در کشورهای پیشرفته به معلم به عنوان گروه یا طبقه ممتاز نگریسته می شود و در این کشورها حقوق معلمین از بخش صنعت بیشتر است. اما در ایران حقوق متوسط معلمان نصف بخش صنعت است.

عده ای معتقدند معیشت و منزلت معلمان در ایران نوعی پارادوکس است،یعنی منزلت اجتماعی معلمان با دو شاخص ارتباط دارد،اول اینکه مردم چقدر با معلمان برخورد دارند و به آنها احترام می گذارندو دوم اینکه چقدر حاضرند فرزندانشان معلم بشوند؟

بر اساس برخی نظر سنجی ها در مورد اعتماد مردم به صاحبان مشاغل مردم بالاترین اعتماد را به معلمان ابراز داشته اند.پژوهش دیگری نشان میدهد که میزان طلاق در بین معلمان کمتر از سایر مشاغل است.بررسی ها نشان می دهد مردانی که مایل به ازدواج با زن شاغل هستندترجیح می دهند که شغل آنها معلمی باشد.در حال همین افراد علاقه ای ندارند که فرزندشان معلم شود.درست بر خلاف ژاپن که اشتیاق برای معلم ابتدایی شدن خیلی بالاست این علاقه البته با مسائل اقتصادی ارتباط دارد.حقوق معلم ابتدایی در ژاپن حتی بالاتر از حقوق مهندسان و دارو سازان است. بنابراین از بعد فردی معلمان خیلی محبوبند ،اما از زاویه منزلت اجتماعی اکثریت مردم حاضر نیستند که خودشان یا فرزندشان معلم شوند!

خلاصه اینکه معلمان به دلیل مشکل اقتصادی بی انگیزه هستند.معلم وقتی ضعیف و بی انگیزه وارد کلاس شود،افت تحصیلی بالا می رود و خود این افت هزینه های آموزش و پرورش را بالا می برد و به این ترتیب دچار نوعی چرخه معیوب می شویم.به نظر شما چگونه می توان این مشکلات را حل کرد؟

 

منبع:ماهنامه سپیده دانایی

+ نوشته شده در ساعت 11:6 توسط فاطمه صادقی هشجین |

کاربرد قضیه ي تالس

دو نقطه ي A و B را روی سطح استوانه درنظر می گیریم.عمودهای ، را برقاعده ي استوانه وارد می کنیم . طول های دو عمود و و کمان (كمان كوچك تر را در نظر بگيريد.)از قاعده ي استوانه را اندازه می گیریم و آن هارا به ترتیب c,b,a می نامیم .


ذوزنقه ي قائم الزاویه ي را که در آن طول های به ترتیب برابر c,b,a می باشند و هم چنین نيم خط که موازی است را درنظر می گیریم . پاره خط را به وسیله ي نقطه هاي  و .... به n قسمت مساوی تقسیم می کنیم . از این نقطه ها ،خط هایی موازی با رسم می کنیم ونقطه هاي برخورد آن ها را با به ترتیب: و ..... و با نيم خط به ترتیب :  و.... می نامیم .

















طبق قضیه ي تالس در مثلث داریم :

 


(چون نقطه ها را روی پاره خط با فاصله هاي مساوی انتخاب کرده ایم .)
نسبتي كه با نوشتن رابطه اي نظير رابطه ي اخير درمثلث به دست مي آيد، است و.... درمثلث این مقدار به می رسد . پس داریم :

 



برروی کمان از قاعده ي استوانه، نقطه هاي  و.... را چنان انتخاب می کنیم(شكل 1) که طول کمان های  و... برابر طول پاره خط های  و...ازشکل (2) باشد . روی مولدهایی از استوانه که از نقطه هاي و ...می گذرند ، طول های  و... را انتقال می دهیم .
نقطه هاي E,D,C,...كه به اين روش بر سطح استوانه به دست می آیند ، تعداد زیادی نقطه از كوتاه ترين مسير ممكن بين نقطه هاي B,A را مشخص مي كنند . هر چقدر n بزرگ تر باشد با دقت بهتري مي توان كوتاه ترين مسير را رسم كرد .





منبع: كتاب هندسه دلپذير
نوشته ي : دكتر احمد شرف الدين

+ نوشته شده در ساعت 18:59 توسط فاطمه صادقی هشجین |

عکس های رویایی

چگونه آرامش داشته باشیم و شاد زندگی کنیم

رازهای آرامش و شادی در زندگی

در دنیای پراضطراب و سراسر استرس امروز، آرامش و راحتی خیال نعمتی است كه بسیاری آرزوی آن را دارند. اما برای رسیدن به آرامش تنها آرزو كافی نیست، بلكه باید قدم پیش نهاد و كاری كرد. آن چه در پی می آید برخی تكنیك های روانشناختی است كه ضمن كمك به رفع تشویش و نگرانی، آرامش، نشاط و شادی را در زندگی ما رونق می بخشد.

راز اول: با خدا ارتباط برقرار كنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 21:3 توسط فاطمه صادقی هشجین |

سال نو می شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند

و پرنده های خسته بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره…من…تو…ما…

کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟…پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟…

زمین سلامت می کنیم و ابرها درودتان باد و

چون همیشه امیدوار وسال نومبارک…

+ نوشته شده در جمعه نهم اردیبهشت 1390ساعت 11:7 توسط فاطمه صادقی هشجین |

 

وای‌ اگر پرنده‌ای‌ را بیازاری‌

پسرك‌ بی‌آن‌ كه‌ بداند چرا، سنگ‌ در تیركمان‌ كوچكش‌ گذاشت‌ و بی‌آن‌ كه‌ بداند چرا، گنجشك‌ كوچكی‌ را نشانه‌ رفت. پرنده‌ افتاد، بال‌هایش‌ شكست‌ و تنش‌ خونی‌ شد. پرنده‌ می‌دانست‌ كه‌ خواهد مرد اما...

اما پیش‌ از مردنش‌ مروت‌ كرد و رازی‌ را به‌ پسرك‌ گفت تا دیگر هرگز هیچ‌ چیزی‌ را نیازارد.
پسرك‌ پرنده‌ را در دست‌هایش‌ گرفته‌ بود تا شكار تازه‌ خود را تماشا كند. اما پرنده‌ شكار نبود. پرنده‌ پیام‌ بود. پس‌ چشم‌ در چشم‌ پسرك‌ دوخت‌ و گفت: كاش‌ می‌دانستی‌ كه‌ زنجیر بلندی‌ است‌ زندگی، كه‌ یك‌ حلقه‌اش‌ درخت‌ است‌ و یك‌ حلقه‌اش‌ پرنده. یك‌ حلقه‌اش‌ انسان‌ و یك‌ حلقه‌ سنگ‌ریزه. حلقه‌ای‌ ماه‌ و حلقه‌ای‌ خورشید.
و هر حلقه‌ در دل‌ حلقه‌ای‌ دیگر است. و هر حلقه‌ پاره‌ای‌ از زنجیر؛ و كیست‌ كه‌ در این‌ حلقه‌ نباشد و چیست‌ كه‌ در این‌ زنجیر نگنجد؟!
و وای‌ اگر شاخه‌ای‌ را بشكنی، خورشید خواهد گریست. وای‌ اگر سنگ‌ریزه‌ای‌ را ندیده‌ بگیری، ماه‌ تب‌ خواهد كرد. وای‌ اگر پرنده‌ای‌ را بیازاری، انسانی‌ خواهد مرد.
زیرا هر حلقه‌ را كه‌ بشكنی، زنجیر را گسسته‌ای. و تو امروز زنجیر خداوند را پاره‌ كردی.
پرنده‌ این‌ را گفت‌ و جان‌ داد.
و پسرك‌ آن‌قدر گریست‌ تا عارف‌ شد.

+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 19:13 توسط فاطمه صادقی هشجین |

بساط شیطان 

دیروز شیطان را دیدم.در حوالی میدان بساطش را پهن کرده بود،فریب می فروخت.مردم دورش جمع شده بودند،هیاهو می کردند و هول می زدند و بیشتر می خواستند.توی بساطش همه چیز بود:غرور،حرص،دروغ و خیانت،جاه طلبی،.......... .هرکس چیزی می خرید و در ازایش چیزی می داد.بعضی ها تکه ای از قلبشان را می دادند و بعضی ها پاره ای از روحشان را.بعضی ها ایمانشان را می دادند و بعضی ها آزادگی شان را.شیطان می خندید و دهانش بوی گند جهنم می داد.حالم را بهم می زد.دلم می خواست همه نفرتم را توی صورتش تف کنم.انگار ذهنم را خواند.موذیانه خندید و گفت:من کاری با کسی ندارم،فقط گوشه ای بساطم را پهن کرده ام و آرام نجوا می کنم.نه قیل و قال می کنم و نه کسی را مجبور می کنم چیزی از من بخرد.می بینی!آدم ها خودشان دور من جمع شده اند.جوابش را ندادم.آن وقت سرش را نزدیک تر آورد و گفت:البته تو با این ها فرق می کنی.تو زیرکی و مومن.زیرکی و ایمان،آدم را نجات می دهد.این ها ساده اند و گرسنه.به جای هر چیزی فریب می خورند.از شیطان بدم می آمد اما حرف هایش شیرین بود.گذاشتم که حرف بزندو او هی گفت و گفت و گفت...ساعت ها کنار بساطش نشستم تا این که چشمم به جعبه عبادت افتاد که لا به لای چیزهای دیگر بود.دور از چشم شیطان آن را برداشتم و توی جیبم گذاشتم.با خود گفتم:بگذار یک بار هم شده کسی چیزی ار شیطان بدزدد.بگذار یک بار هم او فریب بخورد.به خانه آمدم و در کوچک جعبه عبادت را باز کردم اما توی آن چیزی جز غرور نبود.جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توی اطاق ریخت.فریب خورده بود،فریب...
دستم را روی قلبم گذاشتم،نبود!فهمیدم که آن را کنار بساط شیطان جا گذاشته ام.تمام راه را دویدم.تمام راه لعنتش کردم.تمام راه خدا خدا کردم. می خواستم یقه نامردش را بگیرم.عبادت دروغی اش را توی سرش بکوبم و قلبم را پس بگیرم.به میدان رسیدم اما شیطان نبود.آن وقت نشستم و های های گریه کردم.اشک هایم که تمام شد بلند شدم.بلند شدم که بی دلی ام را با خود ببرم که صدایی شنیدم،صدای قلبم را.و همان جا بی اختیار به سجده افتادم و زمین را بوسیدم،به شکرانه قلبی که پیدا شده بود.

 

+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 19:13 توسط فاطمه صادقی هشجین |

The image “http://amirgig.persiangig.com/654/yahosin.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

* شهدا زنده جاوید
دکتر شریعتی در این خصوص معتقد است: “آنها که تن به هر ذلتی می‌دهند تا زنده بمانند، مرده‌های خاموش و پلید تاریخند و ببینید آیا کسانی که سخاوتمندانه با حسین به قتلگاه خویش آمده‌اند ومرگ خویش را انتخاب کرده‌اند درحالی که صدها گریزگاه آبرومندانه برای ماندنشان بود و صدها توجیه شرعی و دینی برای زنده ماندن شان بود توجیه و تاویل نکرده‌اند و مرده‌اند، اینها زنده هستند.

آیا آنها که برای ماندنشان تن به ذلت و پستی، رها کردن حسین و تحمل کردن یزید دادند، کدام هنوز زنده‌اند هر کس زنده بودن را فقط در یک لش متحرک نمی‌بیند، زنده بودن و شاهد بودن حسین را با همه وجودش می‌بیند، حس می‌کند و مرگ کسانی را که به ذلتها تن داده‌اند تا زنده بمانند، می‌بیند.”
شهادت امام حسین و یاران وفادارش را به همه ی شما عزاداران واقعی تسلیت عرض می کنم.

+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 19:12 توسط فاطمه صادقی هشجین |

 


 

روز محشر وقت پرسیدن ز من رب جلی
گفت تو غرق گناهی؟ گفتمش یا رب بلی
گفت پس آتش نمیگیرد چرا جسم و تنت؟
گفتمش چون حک نمودم روی قلبم یا علی
عید غدیر مبارک؛ زیارت سلطان نجف روزیتان

+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن 1389ساعت 19:12 توسط فاطمه صادقی هشجین |

قواعد بخش پذیری

قواعد بخش پذ یری بر اعداد طبیعی

 

برای تقسیم بر بیشتر  اعداد طبیعی قاعده هایی وجود دارد. حتی برای برخی از اعداد بیشتر از سه قاعده به دست آمده است که می توان به کمک آن ها بخش پذیری اعداد را بررسی کرد و باقی مانده ه تقسیم آن ها را نیز تعیین نمود. البته در برخی موارد انجام عمل تقسیم، راحت تر از کاربرد قاعده به نظر می رسد. این به مقسوم و مقسوم علیه بستگی دارد. قاعده تقسیم بر اعداد طبیعی از 1 تا ۱۵ در ادامه ی مطلب آورده شده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم آذر 1389ساعت 17:34 توسط فاطمه صادقی هشجین |

آزار رسانی به خود و دیگران، یكی از رذایل اخلاقی و عامل مهم برهم زدن تعادل در زندگی فردی و اجتماعی آحاد بشر است.
دهخدا آزار را ایذاء، اذیت و آزار دادن را، رنج و درد و الم دادن و آزردن و اذیت کردن معنی می­کند.[1]
در قرآن كریم و احادیث اهل بیت علیهم السلام این رذیله اخلاقی مورد توجه قرار گرفته و به ریشه­یابی آن پرداخته شده است.
 
آزار در قرآن
مفهوم اذیت و آزار در قرآن در بیشتر موارد به معنای آزردن و رنجاندن و در قالبهای مختلفی مثل عیب جویی و استهزا، تهمت و تجسس وارد شده است. غیبت درآیات 11 و 12 سوره حجرات به مفهوم استهزاء و مسخره کردن نیز آمده است: 
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسَى أَنْ یكُونُوا خَیرًا مِنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِنْ نِسَاءٍ عَسَى أَنْ یكُنَّ خَیرًا مِنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ»
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! نباید گروهی از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند؛ و نه زنانی زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند؛ و یکدیگر را مورد طعن و عیب جویی قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید)
 
«یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیرًا مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلَا تَجَسَّسُوا وَلَا یغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضًا»
ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از بسیاری از گمانها بپرهیزید، چرا که بعضی از گمانها گناه است؛ و هرگز در کار دیگران تجسس نکنید و هیچ یک از شما دیگری را غیبت نکند)
 
تحقیر در آیه 18 لقمان «وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّكَ لِلنَّاسِ ؛ با بی‌اعتنایی از مردم روی مگردان» به شکل آزارهای روانی است و شكنجه و آزار جسمی در آیاتی مانند 49 سوره بقره «یسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذَابِ؛ همواره شما را به بدترین صورت آزار می‌دادند» یاد شده است.
 
 اسباب و عوامل آزار رسانی
 
1- اختلاف عقاید
از جمله عواملی كه قرآن برای آزاررسانی بیان می­كند ریشه­های عقیدتی است. اختلاف عقاید موجب می­شود كه فرد و یا جامعه­ای نسبت به دیگری موضع خصمانه بگیرد و به صورت آزاررسانی آن را بروز دهد. قرآن با گزارش كاملی از وضعیت پیامبران و رفتارهای مخالفان و دشمنان ایشان بیان می­دارد كه علت و ریشه اصلی همه اذیت و آزارهای مخالفان پیامبران، اختلاف عقیده بوده است. به عنوان مثال در آیه 8 سوره بروج می­فرماید:
«وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ یؤْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ»
آنها هیچ ایرادی بر مؤمنان نداشتند جز اینکه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند.
 
 ستیز عقیدتی كافران و مشركان آنان را وامی داشت تا به آزاررسانی به پیامبران بپردازند.
 
2- محبت به دنیا
از دیگر ریشه های آزاررسانی از دیدگاه قرآن، محبت به دنیاست؛ زیرا از نظر قرآن محبت به دنیا ریشه و عامل همه خطاهاست در آیه 212 سوره بقره می­فرماید:
«زُینَ لِلَّذِینَ كَفَرُوا الْحَیاةُ الدُّنْیا وَیسْخَرُونَ مِنَ الَّذِینَ آمَنُوا»
زندگی دنیا برای کافران زینت داده شده است، از این‌رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی است)، مسخره می‌کنند.
 
همچنین در آیه 185 و 186 سوره آل عمران می­فرماید:
«مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا إِلَّا مَتَاعُ الْغُرُورِ»
؛ زندگی دنیا، چیزی جز سرمایه فریب نیست.
«وَلَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِینَ أُوتُوا الْكِتَابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَمِنَ الَّذِینَ أَشْرَكُوا أَذًى كَثِیرًا»
و از کسانی که پیش از شما به آنها کتاب (آسمانی) داده شده [یهود] و (همچنین) از مشرکان، سخنان آزاردهنده فراوان خواهید شنید.
 
3- ناشكیبایی و زیاده خواهی
ناشكیبایی و نوعی زیاده خواهی از عوامل دیگر آزاررسانی یاد می­شود؛ چنانكه قرآن در سوره بقره آیه 61 این عامل را علت اصلی آزاررسانی بنی­اسرائیل به حضرت موسی(ع) برمی­شمارد.
«وَإِذْ قُلْتُمْ یا مُوسَى لَنْ نَصْبِرَ عَلَى طَعَامٍ وَاحِدٍ.. ».
و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! ... .
 
4- حسادت
حسادت كه خود یکی از رذائل اخلاقی است در بیان قرآنی، عاملی برای آزاررسانی و خودآزاری ذكر شده است. این مسئله را می­توان در داستان هابیل و قابیل مشاهده کرد. بطوری­ كه رنج بردن از نعمت­هایی كه در اختیار دیگران است موجب می­شود تا زمینه خودآزاری و دیگر آزاری حتی در سطح قتل، در انسان رشد كند. قتل هابیل به دست برادرش (قابیل) و نیز به چاه انداختن یوسف از سوی برادران از این عامل حكایت می­كند.
 
آثار آزار رسانی
بی گمان هر كاری واكنشی دارد و آثار آن در دنیا و آخرت و نیز در امور مادی و معنوی شخص بروز می­كند.
در قرآن و روایات ائمه علیهم السلام نیز به مسئله دوری و پرهیز از آزار و اذیت توجه داده شده و حتی برای کسانیکه در برابر آزار و اذیت دیگران تحمل می­کنند آثاری را نام می­برند.
 
1- نشانه شرارت و پستی
حضرت علی علیه السلام در ضمن فرمایشاتی آزار دادن دیگران را از عادات افراد شرور، پست و جاهل می­داند: «عَادَةُ الْأَشْرَارِ أَذِیةُ الرِّفَاق‏»[2]عادت بدان، آزار كردن رفیقان است. «عَادَةُ اللِّئَامِ وَ الْأَغْمَارِ أَذِیةُ الْكِرَامِ وَ الْأَحْرَار»[3] عادت لئیمان و جاهلان آزار كردن كریمان و آزادگان است. مراد از «لئیمان» مردم دنى و پست مرتبه است، و مراد از «كریمان» مردم گرامى بلند مرتبه.
 
2- دشمنی
حضرت علی علیه السلام می­فرمایند: «مَنْ كَفَّ أَذَاهُ لَمْ یعَانْدُه [لَمْ یعَادِهِ‏] أَحَد»[4]
هر کسی كه بازدارد اذیت خود را از دیگران، دشمنى نمی­كند با او كسى یعنى كسى كه اذیت خود را بازدارد از همه مردم و آزار او بهیچ كسی نرسد هیچ كس با او دشمنى نمی­كند بلكه مشهور است كه اگر كسى با خود قرار بگذارد كه اذیت او به هیچ کسی نرسد اذیت هیچ کسی هم به او نمی رسد. پس کسی که دیگران را اذیت می کند دشمنی آنها را برای خود می­خرد.
 
3- دوری از مروت و انسانیت
 حضرت علی علیه السلام می­فرمایند: «یسْتَدَلُّ عَلَى الْمُرُوَّةِ بِكَثْرَةِ الْحَیاءِ وَ بَذْلِ النَّدَى وَ كَفِّ الْأَذَى‏»[5]  برای مروّت و آدمیت به بسیارى شرم و حیا و بذل احسان و عطا و بازداشتن آزار و ایذاء استدلال شده است. چنانکه از روایت استفاده می­شود آزار دادن دیگران، به دور از جوانمردی و انسانیت می­باشد.    
 
4- نشانه خیانت و خائن بودن
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم در این مورد می­فرمایند: 
«عَلَامَةُ الْخَائِنِ فَأَرْبَعَةٌ عِصْیانُ الرَّحْمَنِ وَ أَذَى الْجِیرَانِ وَ بُغْضُ الْأَقْرَانِ وَ الْقُرْبُ إِلَى الطُّغْیان»[6]
نشان خائن چهار چیز است: سرپیچى از دستور خداوند رحمان، آزار همسایگان، نفرت از یاران و تمایل به بیدادگرى و ستم.
 
5 - بد ترین بدیها
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند:
«خَصْلَتَانِ لَیسَ فَوْقَهُمَا مِنَ الشَّرِّ شَی‏ءٌ الشِّرْكُ بِاللَّهِ وَ الضَّرُّ لِعِبَادِ اللَّه‏»[7]
دو خصلت ناپسند است كه بدتر از آنها نیست: شرك به خدا و آزار بندگان خدا.
 
آثار تحمل آزار دیگران
 
1- محشور شدن با ائمه
حضرت امام صادق علیه السلام می­فرمایند:
«أَ لَا تَعْلَمُ أَنَّ مَنِ انْتَظَرَ أَمْرَنَا وَ صَبَرَ عَلَى مَا یرَى مِنَ الْأَذَى وَ الْخَوْفِ هُوَ غَداً فِی زُمْرَتِنَا»[8]
آیا ندانسته‏اى كه هر كه چشم براه دولت ما باشد و بر آزار و ترسى كه مى‏بیند شكیبائى ورزد فرداى قیامت در زمره ما محشور گردد.
 
 البته منظور از آزار در این حدیث، آزاری است که در راه امام زمان عجل الله تعالی فرجه، به شخص می­رسد.
 
2- همسایه خوب شدن
حضرت موسى بن جعفر علیه السلام فرمود:
«لَیسَ حُسْنُ الْجِوَارِ كَفَّ الْأَذَى وَلَكِنَّ حُسْنَ الْجِوَارِ صَبْرُكَ عَلَى الْأَذَى»[9]
خوش همسایگى تنها باین نیست كه از آزار همسایه خوددارى كنى بلكه بر آزار او نیز شكیبائى كنى.
 
3- راستى پرهیزگارى
 حضرت علی علیه السلام می­فرمایند:
«مَنْ صَبَرَ عَلَى مُرِّ الْأَذَى أَبَانَ عَنْ صِدْقِ التَّقْوَى‏»[10]
هر کسی كه بر آزار تلخ و مكروه صبر كند واقعیت پرهیزگارى را ظاهر می­كند.
 
 البته مراد، صبر بر آزارها و مكروهاتی است كه از جانب خداوند متعال می­باشد مثل بیماریها و فوت فرزند و مانند آن و جزع و فزع نكردن در آنها یا صبر کردن بر آزارهایی كه از مردم به انسان می­رسد و انتقام نگرفتن از آنها.  
 
4- نشانه خوبى
حضرت علی علیه السلام می­فرمایند:
«مِنْ أَمَارَاتِ الْخَیرِ الْكَفُّ عَنِ الْأَذَى‏»[11]
از نشانه­هاى خوبى شخص، خودداری از آزار كردن مردم است.
 
5- از درهای خوبی
پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می­فرمایند:
«یا عَلِی ثَلَاثٌ مِنْ أَبْوَابِ الْبِرِّ سَخَاءُ النَّفْسِ وَ طِیبُ الْكَلَامِ وَ الصَّبْرُ عَلَى الْأَذَى»[12]
اى على: سه چیز از درهاى خیر است: بخشش دل، و خوش زبانى، و تحمّل در برابر آزار.
منبع:http://www.pajoohe.com
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم آذر 1389ساعت 10:12 توسط فاطمه صادقی هشجین |

 

 

نامه آبراهام لينكن به آموزگار پسرش

به پسرم اینگونه درس بدهید:

او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند. اما به پسرم بیاموزید که به ازاء هر شیاد، انسانهای درست و صدیق وجود دارند.

به او بگویید به ازاء هر سیاستمدار خودخواه، رهبر با حمیتی هم وجود دارد.

به او بیاموزید که به ازاء هر دشمن، دوستی هست.

می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید، اگر با کار و زحمت خودش، یک دلار کاسبی کند بهتر از این است که جایی روی زمین پنچ دلار پیدا کند.

به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد.

او را از غبطه خوردن برحذر دارید.

به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.

اگر می توانید، به او نقش مهم کتاب در زندگی را آموزش دهید.

به او بگویید تعمق کند.

به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گلهای درون باغچه،به زنبورهایی که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود.

به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد.

به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کشها، گردن کش باشد.

به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه در جهت خلاف او حرف بزنند.

به پسرم یاد بدهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.
ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید
اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.

به او بیاموزید که در اشک ریختن خجالتی وجود ندارد.

به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند. اما قیمت گذاری برای دل بی معناست.

به او بگویید تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد.
در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک ناز پروده نسازید.

بگذارید که شجاع باشد.

به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.
توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید. پسرم کودک کم سال بسیار خوبیست.


آیا شما نیز با این عقاید موافقید ؟

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 10:59 توسط فاطمه صادقی هشجین |

 

پنج حقیقت جالب درباره عدد "پی"

 

 

عدد مشهور 3.14 یا همان عدد "پی" در پیچیده ترین حالت عددی خواهد بود که تا کنون دو هزار و 700 بیلیون رقم اعشار برای آن محاسبه شده است اما نشریه نیوساینتیست پنج وجه دیگر این عدد را نیز به مناسبت روز عدد پی آشکار کرده است.
ریاضیدانان هر سال در 14 مارچ روز عدد پی را گرامی می دارند. روزی که به احترام محاسبه اولین اعشار عدد مشهور 3.14 نامگذاری شده است. شاید همه بدانند که عدد پی نسبت محیط دایره به قطر آن را تعیین می کند اما حقایق ناآشناتری درباره این پدیده ریاضی نیز وجود دارد که در ادامه به پنج مورد از آنها اشاره خواهد شد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفتم آبان 1389ساعت 10:22 توسط فاطمه صادقی هشجین |

 

 

 

 

 

هنگامی که خدا زن را آفريد به من گفت: اين زن است. وقتي با او روبرو شدي، مراقب باش که ...

 

اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع كرد و چنین گفت: بله وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نكني. سرت را به زير افكن تا افسون افسانة گيسوانش نگردي و مفتون فتنة چشمانش نشوي كه از آنها شياطين ميبارند. گوشهايت را ببند تا طنين صداي سحر انگيزش را نشنوي كه مسحور شيطان ميشوي. از او حذر كن كه يار و همدم ابليس است. مبادا فريب او را بخوري كه خدا در آتش قهرت ميسوزاند و به چاه ویل سرنگونت ميکند مراقب باش....

 

و من بي آنكه بپرسم پس چرا خداوند زن را آفريد، گفتم: به چشم.

 

شيخ انديشه ام را خواند و نهيبم زد كه: خلقت زن به قصد امتحان توبوده است و اين از لطف خداست در حق تو. پس شكر كن و هيچ مگو....

 

گفتم: به چشم.

 

در چشم بر هم زدني هزاران سال گذشت و من هرگز زن را نديدم، به چشمانش ننگريستم، و آوايش را نشنيدم. چقدر دوست ميداشتم بر موجي كه مرا به سوي او ميخواند بنشينم، اما از خوف آتش قهر و چاه ويل باز ميگريختم.

 

هزاران سال گذشت و من خسته و فرسوده از احساس ناشي از نياز به چيزي يا كسي كه نميشناختم اما حضورش را و نياز به وجودش را حس مي كردم . ديگر تحمل نداشتم . پاهايم سست شد بر زمين زانو زدم، و گريستم. نميدانستم چرا؟

 

قطره اشكي از چشمانم جاري شد و در پيش پايم به زمين نشست...

 

به خدا نگاهي كردم مثل هميشه لبخندي با شكوه بر لب داشت و مثل هميشه بي آنكه حرفي بزنم و دردم را بگويم،  ميدانست.

 

با لبخند گفت: اين زن است . وقتي با او روبرو شدي مراقب باش كه او داروي درد توست. بدون او تو غیرکاملی . مبادا قدرش را نداني و حرمتش را بشكني كه او بسيار شكننده است . من او را آيت پروردگاريم براي تو قرار دادم. نميبيني كه در بطن وجودش موجودي را میپرورد؟

من آيات جمالم را در وجود او به نمايش درآورده ام. پس اگر تو تحمل و ظرفيت ديدار زيبايي مطلق را نداري به چشمانش نگاه نكن، گيسوانش را نظر ميانداز، و حرمت حريم صوتش را حفظ كن تا خودم تو را مهياي اين ديدار كنم...

من اشكريزان و حيران خدا را نگريستم. پرسيدم: پس چرا مرا به آتش قهر و چاه ويل تهديد كردي ؟!

خدا گفت: من؟!!

فرياد زدم: شيخ آن حرفها را زد و تو سكوت كردي. اگر راضي به گفته هايش نبودي چرا حرفي نزدي؟!!

خدا بازهم صبورانه و با لبخند هميشگي گفت: من سكوت نكردم، اما تو ترجيح دادي صداي شيخ را بشنوي و نه آوای مرا ...

و من در گوشه اي ديدم شيخ دارد همچنان حرفهاي پيشينش را تكرار ميكند ...

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مهر 1389ساعت 18:32 توسط فاطمه صادقی هشجین |

اگر روزی دلم گرفت یادم باشد که...


اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدا با من است،


که فرشته ها برایم دعا میکنند،
که ستاره ها شب را برایم روشن خواهند کرد.


یادم باشد که قاصدکی در راه است،
که بهار نزدیک است،


که فردا منتظرم می ماند،
که من راه رفتن می دانم و دویدن،
و جاده ها قدم هایم را شماره خواهند کرد.


اگر روزی دلم گرفت یادم باشد
که خدای من اینجاست همین نزدیکیها،
و من، تنها نیستم

+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم مرداد 1389ساعت 15:45 توسط فاطمه صادقی هشجین |

 

 

 حضرت علی (ع)می فرمایند:

انصاف«به راستی که اگر اهل انصاف باشی، خدای تو را به خود نزدیک می سازد».

 

تکبر  «به راستی که اگر تکبر کنی، خداوند تورا پست می کند».
 
 
زینت ادب، بردباری است «به راستی بها و ارزشی که به تو می دهند به واسطه ادب توست ، پس آن را به بردباری بیارای».
 
آرزو های دور و دراز«به راستی که هرگز به آرزویت نخواهی  رسید و  از مدت مقرّر عمرت نخواهی گذشت. پس از خدا بترس و در خواسته ها اعتدال را مراعات کن».

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 10:23 توسط فاطمه صادقی هشجین |

عوامل مؤثر در انتخاب رشته

عوامل مؤثر در انتخاب رشته را به دو دسته عوامل فردی و درونی و عوامل اجتماعی و بیرونی می‌توان تقسیم می شود. عبارتند از:

الف-عوامل فردی و درونی

۱-علاقه و انگیزه:انگیزه اساس رفتار آگاهانه ی یک فرد را شامل می شود.عواملی بر انگیزه تاثیر می گذارد از جمله خانواده،مدرسه،دوستان و جامعه.برای موفقیت در انتخاب رشته در کنار داشتن انگیزه باید علاقه ی فرد را نیز در نظر گرفت تا فرد در آینده از انتخاب آن پشیمان نشود.علاقه واقعی در راستای انگیزه واقعی است. چنانچه علاقه براساس انگیزه واقعی شکل بگیرد، از آن باید به عنوان یکی از مهمترین عوامل مؤثر در انتخاب رشته یاد کرد.

۲-شناخت:برای موفقیت در انتخاب رشته ،شخص باید شناخت کافی از رشته ی مورد علاقه ی خود داشته باشد.با داشتن شناخت یک پله برای موفقیت بالا میرود.

۳-توان علمی:مسئله توان علمی متفاوت از انگیزه و علاقه است.چه بسا شخصی به رشته ی ریاضی علاقه دارد ،ولی یک مساله ی ساده ی ریاضی را نمی تواند حل کند.این شخص در مراحل تحصیل دچار مشکل خواهد شد.-

 ۴-استعداد تحصیلی: در این‌جا استعداد تحصیلی متفاوت از بنیه علمی لحاظ شده است. منظور از استعداد، توانایی ویژه در انجام دادن بعضی از فعالیت‌ها و اموری است که فرد را از افراد مشابه متمایز می‌سازد. ممکن است که فردی به لحاظ استعداد متوسط باشد، اما در سایه تلاش و سخت‌کوشی از بنیه علمی بسیار بالایی برخوردار گردد و بالعکس. ممکن است فردی با استعداد باشد اما به علت کاهلی و تنبلی نه تنها بهره‌ای از استعداد خود نبرد بلکه در مسابقه با افراد پر تلاش و با استعداد متوسط هیچ‌گونه توفیقی نیابد. به هر حال بهترین حالت آن است که استعداد تحصیلی با تلاش سخت و مستمر برای کسب علم توأم شود تا این استعداد‌ها در صحنه جامعه بدرخشند و بدیهی است که این‌گونه افراد در همه صحنه‌های رقابت علمی پیروز خواهند بود.

 ب- عوامل بیرونی و اجتماعی

1- محیط بیرونی:این عوامل شامل خانواده،دوستان،مدرسه و جامعه می باشد.محیط بیرونی می‌تواند در دو جهت مختلف عمل کند. جهتی مثبت که عبارت از کمک دانش آموزبرای کاوش درونی، کشف علاقه واقعی و میزان استعداد تحصیلی و دور ساختن دانش آموز از تصمیم‌گیری‌ براساس احساس بدون شناخت می‌باشد و جهت منفی که القاء علایق و برداشت‌های شخصی خود به دانش آموز است بدون آن‌که انگیزه، علاقه، توان علمی و استعداد دانش آموز چندان مورد توجه قرار گیرد.

۲- عنوان اجتماعی، برداشت اجتماعی: در انتخاب رشته ی تحصیلی ممکن است  اجتماع یک کشش کاذبی در دانش آموز ایجاد کند.خانواده های زیادی وجود دارند که برای اینکه خودی نشان دهند ،فرزندان خود را مجبور به انتخاب رشته ای می کنند که مورد علاقه اش نیست.به نظر من این بزرگترین مشکل جامعه ی ما است که باید برطرف شود.

پی نوشت:دوست عزیز به نظر من با داشتن  انگیزه ،علاقه،استعداد تحصیلی و توان علمی می توانید پله های ترقی را طی کنید.در انتخاب رشته ی تحصیلی از دیدگاه من نمره زیاد مهم نیست.چه بسا دانش آموزی در ریاضی و فیزیک نمره ی ۲۰را کسب کرده ولی توان حل یک سوال خارج از کتاب را ندارد و این مشکل در دانشگاه آشکار می شود.اگر شما به خودتان اطمینان دارید و شرایط  بالا را در خودتان احساس می کنید، پس به امید خدا و تلاش مستمر خودتان موفق خواهید شد.

      آرزوی قلبی  من و همه ی دبیران پیروزی و سربلندی شما عزیزان می باشد.

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم تیر 1389ساعت 11:2 توسط فاطمه صادقی هشجین |

ماهیت كار

ریاضی یكی از قدیمی ترین و پایه ای ترین رشته های علوم است . ریاضی دانان از نظریه های ریاضی , روشهای محاسبه , آلگوریتمها و آخرین دستاوردهای رایانه ای برای حل مسائل اقتصادی , علمی , مهندسی , فیزیك و تجاری استفاده می كنند.كار ریاضی دانان به دو بخش گسترده تقسیم می شود . ریاضی محض و ریاضی كار بردی . این دو گروه كاملا از یكدیگر قابل تمایز نبوده و اغلب بایكدیگرهمپوشانی دارند.

ریاضی دانان محض(نظری) با گسترش مبانی جدید و تشخیص روابط كشف نشده میان قوانین موجود ریاضی باعث گسترش دانش ریاضی می شوند . اگرچه آنان به دنبال گسترش دانش پایه بوده بی آنكه لزوما موارد كاربردی آنرا بررسی كنند ، چنین دانش مطلقی , نوعی راهبرد مفید در ایجاد وپیشبرد بسیاری از دستاوردهای مهندسی و علمی بوده است.

بسیاری از ریاضیدانان محض به عنوان استاد در دانشگاه ها استخدام شده و زمان كاری خود را بین تدریس و امور تحقیقی تقسیم می كنند.

از طرف دیگر، ریاضی دانان كاربردی با بهره گیری از نظریات و روشهای ریاضی مانند روشهای محاسبه و مدل سازی ریاضی به فرمولبندی وحل مسائل عملی در امور تجاری , دولتی , مهندسی و درعلوم اجتماعی، فیزیك و امور مربوط به زندگی می پردازند . به عنوان مثال , برای برنامه ریزی درخطوط هوایی میان شهر ها , بررسی اثر ومیزان ایمنی داروهای جدید , خصوصیات آیرودینامیكی پیش مدل اتومبیل ها و مقرون به صرفه بودن روشهای دیگر تولید به تجزیه و تحلیل كار آمدترین راه می پردازند.

امكان دارد ریاضی دانان كاربردی كه دست اندر كار تحقیق و گسترش صنعتی هستند با حل مسائل مشكل باعث ایجاد یا تقویت روشهای ریاضی شوند .گروهی از ریاضی دانان به نام رمزیاب به تجزیه و تحلیل و كشف سیستمهای رمزی می پردازند كه به صورت كد بوده واز طریق آنها اطلاعات نظامی , سیاسی , مالی یا اجرایی و قانونی رد و بدل می شود.

ریاضی دانان كاربری با یك مساله كاربردی شروع كرده , اجزای تفكیك شده عملیات مورد نظر را در فكر مجسم می كنند و سپس اجزا را به متغیر های ریاضی تبدیل می كنند.

ریاضی دانان غالبا با نمونه سازی توسط راه حلهای فرعی ، بوسیله رایانه به تجزیه و تحلیل روابط میان متغیرها و حل مسائل پیچیده می پردازند.

قسمت اعظم كار در ریاضی كار بردی به وسیله افراد با عنوانی غیر از ریاضی دان انجام می شود . در حقیقت ، از آنجائیكه ریاضی شالوده ایست كه بر اساس آن بسیاری ازرشته های علمی بنا می شود شمار افرادی كه از فنون ریاضی بهره می گیرند بیشتر از كسانیست كه رسما" به عنوان ریاضی دان شناخته میشوند .

به عنوان مثال , مهندسان , دانشمندان علوم رایانه , فیزك دانان و اقتصاد دانان از جمله كسانی هستند كه به شكل وسیعی از علم ریاضی بهره می جویند. گروهی از افراد متخصص مانند آماردانان , آمارگیران , تحلیل گران محقق در عملیات , در حقیقت در شاخه خاصی از ریاضی متخصص می باشند . بسیار پیش میاید كه ریاضی دانان كاربردی برای دستیابی به راه حلهایی در مسائل گوناگون با افراد دیگر شاغل در سازمان همكاری كنند .

محیط كار ریاضی دانان غالبا"در دفاتر راحت كار میكنند .آنها اغلب جزئی از یك تیم متشكل از متخصصین علوم مختلف كه ممكن است شامل اقتصاددانان , مهندسان , دانشمندان علوم رایانه ای , فیزیك دانان , تكنسین ها و دیگر افراد باشد .تحویل به موقع پروژه ها , اضافه كاری , تقاضاهای خاص برای اطلاعات یا تجزیه و تحلیل و مسافرتهای طولانی به منظور شركت در سمینارها یا كنفرانسها جزئی از شغل آنان محسوب می شود . ریاضی دانانی كه در دانشگاهها مشغول به كارند معمولا"در زمینه تدریس و تحقیق مسئولیتهایی بر عهده دارند. این افراد اغلب یا به تنهایی امور تحقیقاتی را اداره می كنند و یا ازهمیاری دانشجویان فارغ التحصیل و علاقه مند به موضوعات تحقیقی بهره مند می شوند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم تیر 1389ساعت 9:59 توسط فاطمه صادقی هشجین |

 

در پاسخ به درخواست یکی از همکارانم منابع کارشناسی ارشد ریاضی به شرح زیر می باشد

۱  - ریاضیات عمومی:
* حساب دیفرانسیل و انتگرال و هندسه تحلیلی (۳ جلد):نوشته جورج بی . توماس و راس ال. فینی- ترجمه علی اکبر عالم زاده و داریوش بهمردی
* ریاضیات عمومی - نوشته ایساک مارون - ترجمه خلیل پاریاب

کتاب قویتری در این زمینه :

* حساب دیفرانسیل و انتگرال - نوشته تام.م.آپوستل - ترجمه علیرضا ذکایی و مهدی رضایی دلفی و علی اکبر عالم زاده و  فرخ فیروزان (این کتاب برای مطالعه در طول ترم مفید است و نه برای آزمون ارشد که وقت شما کم است!)
یک توصیه: در ریاضیات عمومی، به دنبال مطالعه مجدد مباحث نباشید و مستقیماً سراغ تست زدن و حل سوالات آزمونهای سالهای گذشته بروید و فقط مباحثی که در آنها ضعف جدی دارید و یا اصلاً نخوانده اید را مطالعه کنید.

۲- معادلات دیفرانسیل:
* معادلات دیفرانسیل - نوشته دکتر عبدالله شیدفر
* معادلات دیفرانسیل - نوشته دکتر مسعود نیکوکار

۳- آمار و احتمالات:
* نظریه احتمالات و نتیجه گیری آماری - نوشته لارسون
* آمار ریاضی - نوشته جان فروند (+والپول) - ترجمه علی عمیدی و محمد قاسم وحیدی اصل
مبانی احتمال - نوشته شلدون راس - ترجمه احمد پارسیان و علی همدانی
 *آزمونهای ریاضی کارشناسی ارشد - دکتر مسعود نیکوکار)
کتاب خلاصه مباحث اساسی کارشناسی ارشد آمار و احتمال - نوشته محسن راد - انتشارات پردازش نیز سرفصل های ارشد را بخوبی پوشش داده است.

*.آمارواحتمالات مهندسی نویسنده دکتر نعمت اللهی

۴- توابع مختلط:
* متغیرهای مختلط و کاربردها- نوشته روئل و.چرچیل و جیمز وارد براون - ترجمه امیر خسروی

۵- جبر ۱:
* نخستین درس در جبر مجرد جلد ۱ و ۲ - نوشته جان ب. فرالی - ترجمه مسعود فرزان
* مباحثی در جبر - نوشته ی. ن. هرشتاین - ترجمه علی اکبر عالم زاده
برای فهم بهتر جبر۱ کتاب زیر پیشنهاد می شود که شامل مثالهای فراوانی می باشد:
* مقدمه ای بر جبر مجرد - نوشته محمد رجبی طرخورانی
در ضمن کتابهای زیر نیز سر فصلهای جبر ۱ و ۲ را بخوبی پوشش داده اند:
* جبر ۱ - نوشته مسعود نیکوکار و محمود غافری
* جبر ۲ - نوشته مسعود نیکوکار و محمود غافری

۶- آنالیز ریاضی ۱:
* اصول آنالیز ریاضی - نوشته والتر رودین - ترجمه علی اکبر عالم زاده
* آنالیز ریاضی - تام م. آپوستل - ترجمه علی اکبر عالم زاده (فقط فصل ۶ که در مرجع قبلی نیست - فصل تابعهای با تغییر کراندار و خمهای با درازای متناهی)

* .آنالیز ریاضی (کتاب ارشد)انتشارات پوران پژوهش نویسنده:دکتر رضوانی

۷- آنالیز ریاضی ۲:
* اصول آنالیز ریاضی - نوشته والتر رودین - ترجمه علی اکبر عالم زاده
* اصول آنالیز حقیقی - نوشته ربرت جی. بارتل - ترجمه جعفر زعفرانی

۸- آنالیز عددی ۱:
* آنالیز عددی - نوشته اسماعیل بابلیان (انتشارات دانشگاه پیام نور)

* آمادگی برای آزمون های کارشناسی ارشد - آنالیز عددی - نوشته سعید زارع زاده و بهروز عبدلی - انتشارات نگاه دانش

۹- جبر خطی:
* جبر خطی - نوشته کنت هافمن و ری کنزی - ترجمه جمشید فرشیدی
* جبر خطی - نوشته مایکل اونان - ترجمه حسن آبادی

+ نوشته شده در پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 9:37 توسط فاطمه صادقی هشجین |