حسادت یکی از مخربترین احساسات در زندگی بشر است. بعضی از این احساس با عنوان گناه یاد می کنند. گناهی که می گویند خداوند حتی برای آن مجازاتی مقرر نساخته چرا که وجود این احساس در انسان، خود از هر مجازاتی دردناکتر است. سالها پیش داستانی شنیدم از شخصی که می گفت آن را در مقدمة یک کتاب آلمانی خوانده است. این داستان در مورد یک ایرانی بود که خدمت بزرگی به قدرتمندی میکند وآن قدرتمند از او می خواهدکه در ازای خدمتش از او چیزی بخواهد اما شرطی برای اوقائل می شود وآن اینکه هرچه طلب کرد دو برابر آن را به همسایةاو بدهد. آن شخص پس از یک هفته تفکر به نزد فرد قدرتمند بازمی گردد واز او می خواهد که یکی از چشمهایش را کور کند تا بدین ترتیب همسایهاش مطلقاً نابینا شود.

حسادت یعنی خوشحال نشدن از موفقیت دیگران و در مراحل پیشرفته تر، به شعف آمدن از شکست دیگران. یکی از مهمترین علل رشد این پدیده در جامعه انسانی مقایسه شدن افراد با یکدیگر است. مقایسه‏هایی که معمولا به بهتر بدتر قلمداد شدن و به دنبال آن، تحسین یکی و تحقیر دیگری می‏انجامد. هر فردی برای رشد و شکوفایی استعدادهای خویش به اعتمادبه نفس نیازمند است. اعتمادبه نفسی که با تشویق بجا و به‏موقع، به ویژه در دوره ی کودکی و نوجوانی در فرد شکل میگیرد. نیاز به مورد توجه قرار گرفتن و تشویق شدن از جانب دیگران نیازی است طبیعی که در تمامی ما انسان‏ها  کم و بیش وجود دارد همین نیاز انگیزة پیشرفت ما در زمینه‏های مختلف زندگی است.

پیامد های مقایسه ی افراد در کودکی و نوجوانی و جوانی

۱-حسادت

۲-کارشکنی

۳-عیب جویی از دیگران

۴-احساس رضایت از کوچک شدن دیگران

۵-از بین رفتن اعتمادبه نفس

۶) کتمان، تظاهر،دروغ ،تقلید،دزدی و مشکوک شدن به همه

۷) کنجکاوی ،  مچگیری و قضاوت

۸) توهم و تفسیر اعمال دیگران

۹) مقایسة دائمی خود با دیگران و احساس برتری و کهتری

۱۰) نیاز به تعریف و تمجید شنیدن و مطرح شدن

۱۱) تلاش برای رسیدن به موقعیتهای افتخارآمیزو احترام‏برانگیز